|
کودک در خواب راهم مبزدند ... طفلک بی تاب را هم میزدند ....
ـــــــــــــــــــــــــ پی نوشت : نمیدونم چرا هنوز زنده ام .... + نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388 23:11 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |
اماما شرمنده ام ..... 1- بدست آوردن شناخت صفات و آداب آن جناب 2- رعایت ادب نسبت به یاران امام علیه السلام 3- محبت به امام عصر (عج) 4- محبوب نمودن ایشان در میان مردم 5- انتظارفرج و ظهور امام (عج) 6- اظهاراشتیاق به دیدار آن حضرت (عج) 7- ذکر مناقب و وفضایل آن حضرت (عج) 8- اندوهگین بودن مومن از فراق آن حضرت ( عج) 9- حضور ر مجالس فضایل و مناقب آن حضرت( عج) 10- تشکیل مجالس ذکر مناقب و فضایل آن حضرت ( عج) 11- سرودن و خواندن شعر در ذکر فضایل آ« حضرت ( عج) 12- قیام هنگام شنیدن نام آن حضرت ( عج) 13- گریستن و گریانیدن بر فراق آن حضرت ( عج) 14- درخواست معرفت امام عصر ( عج) از خداوند 15- تدادم بردعای آن حضرت ( عج) 16- مداومت بر خواندن دعا برای آن حضرت ( عج) 17- شناختن علامتهای ظهور آن حضرت ( عج) 18- صدقه دادن به قصد سلامتی آن حضرت ( عج) 19- حج رفتن به نیابت از آن حضرت ( عج) 20- زیارت مشاهد رسول اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) 21- استحباب نیابت و زیارت از سوی آن حضرت ( عج) 22- سعی در خدمن کردن به آن حضرت ( عج) 23- تصمیم قلبی بر یاری آن حضرت ( عج) 24- تجدید بیعت در فرادض روزها و هر جمعه با آن حضرت ( عج) 25- صله دادن به وسیله مال به آن حضرت ( عج) 26- صله شیعیان و دوستان صالح ائمه به وسیله مال 27- خوشحال کردن مومنین 28- طلب خیر برای آن حضرت ( عج) 29- زیارت و سلام کردن در هر مکانی به آن حضرت ( عج) 30- دیدار مومنین صالح و شیعیان مخلص آن حضرت ( عج) 31- درود فرستادن بر آن حضرت( عج) 32- هدیه ثواب نماز به آن حضرت ( عج) 33- اهداء ثواب نماز به آن حضرت ( عج) 34- توسل و طلب شفاعت از خداوند به وسیله ی آن حضرت (عج) 35- عرضه کردن درخواست ها و حاجات به آن حضرت (عج) 36- دعوت مردم به آن حضرت (عج) 37- رعایت حقوق آن حضرت (عج) 38- خشوع دل هنگام یاد آن حضرت (عج) 39- تقیه کردن از اشرار 40- صبرکردن بر اذیت و تکذیب 41- عدم شرکت در مجالسی که نام آن حضرت را مسخره میکنند 42- تظاهر کردن به همراهی ستمگران و اهل باطل ( تقیه ) 43- ناشناس ماندن و پرهیز از شهرت یافتن 44- تذهیب نفس 45- اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرت (عج) 46- توبه واقعی و بازگرداندن حقوق به صاحبان آن ها 47- پیوسته به یاد او بودن و به آدابش عمل کردن 48- دعا برای جلوگیری از فراموشی یاد آن حضرت (عج) 49- مقدم داشتن خواسته های آن حضرت (عج) بر خواسته خود 50- احترام کردن به نزدیکان و منسوبین به آن حضرت (عج) 51- بزرگداشت اماکنی که به قدوم آم حضرت (عج) زینت یافته اند 52- وقت ظهور را تعیین نکردن و وقت گذاران را تکذیب کرن 53- تکذیب کردن مدعیان نیابت خاصه در زمان غیبت کبری آن حضرت (عج) 54- درخواست دیدار آن حضرت(عج) 55- اقتداء به تاسی به اخلاق و اعماب آن حضرت(عج) 56- حفظ زبان به غیر یاد خدا 57- خواندن نماز آن حضرت(عج) 58- گریستن در مصیبت مولایمان امام حسین (ع) 59- زیارت قبر مولایمان حضرت امام حسین (ع) 60- بسیار لعنت کردن بنی امیه در آشکار و پنهان 61- کوشش در ادای حقوق برادران دینی منبع : ر.ک: مکیال المکارم،تالیف سی محمد تقی موسوی اصفهانی + نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388 14:34 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |
بعد از خوندن این شعر دیگه نمیدونم باید اصلا حرف بزنم یا نه هنگ کردم
زیر باران دوشنبه بعد از ظهر + نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 12:44 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |
چرا من فکر میکنم مرگ به این زودی ها سراغم نمیاد ؟ چرا فکر میکنم فقط بقیه مردم جوون مرگ میشن ؟ + نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 23:40 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |
حسین و دیگر هیچ ...... + نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 22:55 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |
پنج شنبه بود همین سه روز پیش روح الله گفت بیا بریم بابل مراسم هیئت نمیخواستم برم سر ظهر یهو گفتم برم ببینم چه خبره ساعت ۱ رسیدیم بابل ساهت ۳:۳۰ مراسم شروع میشه چیکار کنیم ؟ بریم آرامگاه شهدای بابل رفتیم اونجا زد به سرمون قبرها رو بشوریم چندتایی رو شستیم یهو یه مادری اومد گفت میشه قبر پسر منم بشوری ؟ گفتیم چشم رفتیم خیلی مضطرب بود مادر شهید صورتش از گریه سرخ بود داشت دنبال قبر پسرش میگشت گفتم تا خود نخواد نمیشه یهو گفت ایناهاش گفت پسر من سر نداره ...... نمیدونم داشتم دیوانه میشدم شهید جلیلیان فرد طبری ۱۸ ساله قبر شهیدو شستیم میخواستم به مادرش بگم اگه پسر تو سر نداره فدای پسر حضرت زهرا اما روم نشد .... آخه من چی میفهمم ؟ نمیدونم شروع کردیم هفتاد و خورده ای روز بریم سمت کاروان حسین اربابمون اما هر چی رفتیم انگار اصلا نمیریم یهو یادم افتاد آره ما از راهش نرفتیم باید از شهدا شروع میکردیم .... نمیدونم شهرای شما هم اینجوریه یا نه اما شهرای ما اینجوری شده دیگه میری تو ارامگاه قبور شهدا از قبور دیگه جدا شده یعنی مردم ما از شما جداییم یعنی دیگه اجازه نمیدیم قبرتونم کنار قبرمون باشه انقده گناه کردین که ما رومون نمیشه پیش اربابمون بگیم اینا قبلا دوستای ما بودن شهید جلیلیان فرد طبری مارو مهمونمون کردی پاکمون کردی کمکم کن مثل خودت بی سر برم ............ ....... ....... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پی نوشت : ................................................. + نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 11:15 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |
سلام دوستان این بنرو برا هیئت بین الطلوعین شهرستان بابل طراحی کردم گفتم شما هم ببینید نظر بدین + نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 5:36 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |
۶۴ روز دیگه مونده ... و من هنوز پای در گل ... قافله برا من و تو نمی ایسته... + نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 13:6 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |
|