تبليغاتX
پنجره هایی بر حصار عبوس تنهایی من

پنجره هایی بر حصار عبوس تنهایی من

حرف‌هاي ما هنوز ناتمام

 تا نگاه مي‌كني: وقت رفتن است (تمام... )

باز همان حكايت هميشگي!

پيش از آنكه باخبر شوي

لحظه عزيمت تو ناگزير مي‌شود

آي....

اي دريغ و و حسرت هميشگي!

ناگهان چقدر زود دير مي‌شود!

"قیصر امین پور"

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

کاش در بندهای قانون جهان تبصره ای بود برای دلهای پر درد ...

کاش می دانستم که چگونه با تــبسم چشمانی وحشی میمیرم...

من در حسرت دیدارت خواهم ماند و هرگز نخواهم فهمید که دل را چه می شود وقتی که می گویم

 دلتنگم...

من مرده ام ، من مرده ام از  آن زمان که ترا ندیدم و اکنون بر صدای ناقوس مرگ قلب خویش می گریم.

کاش  بود کسی تا بگوید این صدا ؛ انــعکاس صدای قلب من است ، ولی هیچ کس نبود......

حتی سایۀ سیاهـی که هیچگاه مرا تنها نگذاشت نیز با من نبود...

قاصدکی را به دیار یار فرستادم ولی او نیز تاب نیاورد و به نگاهی حیران گشت و اکنون از آن نیز تنها

خاطره ای بر جای مانده است.

دلتنگی هایم وسعت جهان را درنوردیدند و به اندازه هزاران هزار ستـاره بی انتها گشته اند....

کاش می دانستم به کدامین گناه محکوم گشته ام به نیستی ....

زمان را چه می شود وقتی شاهـد بر باد رفتن لحظه لحظۀ خویش است و من حتی یارای مقاومت

ندارم وقتی که میبینم زندگی در حال نابودیـست...

کاش نبودم... 

کاش نبودم آن زمانیکه جهان را می آفریدند.....

کاش آن لحظـه که خورشید از شوق دیدار زمین به تب و تاب افتاد و از درون شعله ور گشت من نیز

می سوختم ...

و آن زمان که زمین از عاشق بودن سرد شد من نیز میمردم....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آری !!!

با تو سخن میگویم ...

راه طولانی هست و مسیر ناهموار و قدم هایم برای طی طریق بس ناتوان...

خسته ام....

اشکهایم و درد هایم گویای ناتوانی ام است

تنهایم مگذار ...

چون همیشه !!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن: سلام...

(تشنه ی بادیه)

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388 20:40 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |


 

عليرضا قزوه، شاعر انقلاب و دفاع مقدس، كه اكنون عهده‌دار مديريت مركز تحقيقات زبان فارسي دهلي‌نو است، به تازگي و به مناسبت نيمه شعبان، شعري را براي حضرت ولي عصر(عج) سروده است.

به پايت ريختم اندوه يك دريا زلالي را
بلور اشك‌ها در كاسه ماه هلالي را

چمن آيينه‌بندان مي‌شود صبحي كه بازآيي
بهارا! فرش راهت مي‌كنم گل‌هاي قالي را

نگاهت شمع آجين مي‌كند جان غزالان را
غمت عين القضاتي مي‌كند عقل غزالي را

چه جامي مي‌دهي تنهايي ما را جلال‌الدين!
بخوان و جلوه‌اي بخشاي اين روح جلالي را

شهيد يوسفستان توام زلفي پريشان كن
بخشكان با گل لبخندهايت خشكسالي را

سحر از ياس شد لبريز دل‌هاي جنوبي‌مان
نسيم نرگست پر كرد ايوان شمالي را

افق‌هايي كه خونرنگ‌اند، عصر جمعه مايند
تماشا مي‌كنم با ياد تو هر قاب خالي را

كدامين شانه را سر مي‌گذارم وقت جان دادن
كدام آيينه پايانيست اين آشفته حالي را

تو ناگاهان مي‌آيي مثل اين ناگاه بي‌فرصت
پذيرا باش از اين دلتنگ، شعري ارتجالي را

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 13:57 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |


شاید تجربه کرده باشید.اگر سگی گرسنه رو به شما آورد و همراهتان نان یا گوشت باشد،آیا به گفتن چخ رد می شود؟!چوب هم بلند کنی فایده ندارد.او گرسنه است و چشمش به غذاست.چوبش هم بزنند فایده ندارد و دست بردار نیست.اما اگر هیچ همراه نداشته باشی،با آن شامه ی قوی که دارد چون می فهمد چیزی نداری تا گفتی چخ فورا می رود.

دل شما نیز مورد نظر شیطان است.نگاهی به دل می کند،اگر آذوقه ی او مانند حب مال و زر و زیور و شهرت و مقام و حسادت و بخل و... در آن باشد می بیند به به!چه جای خوبی برای اوست.همان جا متمرکز می شود.اگر صدهزار بار هم «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» بگویی به این چخ ها رد نمی شود.چون این دشمن خیلی سرسخت است.«إن الشَّیطانَ لَکُم عَدُوٌ»

بلی!اگر طعمه اش را دور کردی،آن گاه می بیند وسیله ی ماندن ندارد،و با یک استعاذه فرار می کند.

 

دل های بیمار(توصیه ای از آیت الله شهید دستغیب،ص82)

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388 12:1 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |


X

علیرضا هستم
متولد : سال 00000000000 وقتی روضه حسین بر دلها دمیدن
وفات : وقتی اشکی نباشد

این اشک نیست آب زلال مطهر است
این چشمه نیست چشمه ای از حوض کوثر است

چشمی که بیشتر به خودش گریه کرده است
فردا کنار فاطمه با آبروتر است

این خیمه ی حسینیه های محرمی است
چادر نماز خاکی زهرای اطهر است

مارا از این تلاطم دنیا هراس نیست
تا کشتی نجات حسینی شناور است

بر من لباس نوکریم را کفن کنید
نوکر بهشت هم برود باز نوکر است

آن سجده های خونی گودال اگر نبود
این قوم هیچ وقت نمیشد خداپرست



مرا نشناختند
که گفتند
بخند
و شاد باش
شاد!
مرا نشناختند
که گفتند:
لب فرو بند
و به سری که درد نمی کند
دستمال مبند.


من اما سرم درد می کرد !
گفتم :
دیروز چاره ساز این سر پر درد
یک پیشانی بند سبز بود
و امروز
جز با زبان سرخ نشاید که ....



گو هر چه باد باد







صفحه نخست
ارتباط با مدیر
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

ღ*ღهیئت بیت العباس ع ღ*ღ
ღ•**• آموزشـــــی •**•.ღ

آرشیو پیوندهای روزانه


آرشیو دانوشته های وبلاگ

هفته دوم آذر 1388

هفته اوّل آذر 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته سوم فروردین 1386


آرشیو موضوعی

مذهبی
عاشقانه


وبلاگ دوستان گلمون

ღ*ღهیئت بیت العباس ع ღ*ღ
ღ•**•آموزشـــــــی•**•.ღ
***عشق علیه السلام***
***هیئت عشاق الحسین***
زندگی آبیست با طعم خدا
ساقي ميكده
*_*-*همشهری خودمه *-*_*
مي نامه
دلنوشته های دو دختر شهید
وبلاگ نویسا برن توش
انعکاس (سارینا)
زهیر(دانشمند آینده ای نزدیک)
قالب خودمون


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS


JavaScript Codes دلم زدست زمانه عجيب مي گيرد / دلم بهانه روي حبيب مي گيرد *** غروب گشته دوباره خدا نمي دانم / چرا خرابه ما بوي سيب مي گيرد *** شب گذشته خدايا در آسمان ديدم / که ماه وقت خسوفش غريب مي گيرد *** براي طعنه زدن آن محافظ رومي / تمام روز بدستش سليب مي گيرد *** بدست ديگر خودآن حرامي بي دين / چقدر کعب ني اش رامهيب مي گيرد *** براي تاول پايم زمردم اين شهر / مدام عمه سراغ طبيب مي گيرد ^^^^^ نشاط زندگيم از عنايت زهراست / عنان زندگيم دست حضرت مولا ست *** خدا کند بهشت هم کنار شان با شيم / کنار خانه يشان خانه داشتن زيباست *** گذر نموده زکوي دلم خبر دارم / ميان کوچه دل رد چادرش پيداست *** چقدر مادر سادات دست و دل باز است / هميشه چادر او خيمه گاه روضه ماست *** دل شکسته زهرا چه ساحلي دارد / چرا که جلوه آبي ترين در يا هاست *** عجب سئوال شگرفي نوشته اشک علي / مزار خاکي زهرا کجاي اين دنياست؟ *** تمام عا لمين نا توان ز حل سئوال / جواب کامل آن دست مهدي زهراست ^^^^^^ جماعتي که به سر نيزه ها نظر دارند / نشسته اند زمين تا که سنگ بردارند *** يهوديان زسر بام هاي خانه خويـش / چه نقشه هاي پليدي درون سر دارند *** خدا به خير کند-سنگ هاي بي احساس / براي کـودک مـان روي ني خطـر دارند *** بخوان دو آيه نگويند خارجي هستيم / زايل و طايفه مان شاميان خبر دارند؟ *** درست لعل لبت را نشانه مي گيرند / چقـدر سنـگ زن ماهـر و قـدر دارند *** دلم شکست,خدا لعنتت کند اي شمر / نـگاه کـن هـمه دختـران پـدر دارند *** بس است گريه,براي جراحت چشمت / نگفته بودم عمو اشک ها ضرر دارند *** خـدا بـه داد دل عمـه زينبـم بـرسـد / به محملش همه چشم ها نظر دارند ^^^^^^^^ تنگ غروب و گريه بي اختيار باد / آيد به گوش ,شيون ديوانه وار باد *** زيبا ترين ستاره دنباله دار ني / افتاده است گيسوي تان در مدار باد *** مويت سپيد تر شده از چند روز پيش / يانه!نشسته بر سرو رويت غبار باد *** بنگر چگونه حق مرا غصب کرده است / بوسيدن لبان تو در انحصار باد *** با گيسوان شانه زده دلرباتري / مبهوت و مات ماندم از اين شاهکار باد *** روح از تنم جدا شده,سوي تو مي دود / اي سيب سرخ زخميِ در چشمه سار باد *** زيباتر از هميشه به آفاق مي روي / ققنوس پر گشوده ميان شرار باد <





Powered by WebGozar

دلم زدست زمانه عجيب مي گيرد / دلم بهانه روي حبيب مي گيرد *** غروب گشته دوباره خدا نمي دانم / چرا خرابه ما بوي سيب مي گيرد *** شب گذشته خدايا در آسمان ديدم / که ماه وقت خسوفش غريب مي گيرد *** براي طعنه زدن آن محافظ رومي / تمام روز بدستش سليب مي گيرد *** بدست ديگر خودآن حرامي بي دين / چقدر کعب ني اش رامهيب مي گيرد *** براي تاول پايم زمردم اين شهر / مدام عمه سراغ طبيب مي گيرد ^^^^^ نشاط زندگيم از عنايت زهراست / عنان زندگيم دست حضرت مولا ست *** خدا کند بهشت هم کنار شان با شيم / کنار خانه يشان خانه داشتن زيباست *** گذر نموده زکوي دلم خبر دارم / ميان کوچه دل رد چادرش پيداست *** چقدر مادر سادات دست و دل باز است / هميشه چادر او خيمه گاه روضه ماست *** دل شکسته زهرا چه ساحلي دارد / چرا که جلوه آبي ترين در يا هاست *** عجب سئوال شگرفي نوشته اشک علي / مزار خاکي زهرا کجاي اين دنياست؟ *** تمام عا لمين نا توان ز حل سئوال / جواب کامل آن دست مهدي زهراست ^^^^^^ جماعتي که به سر نيزه ها نظر دارند / نشسته اند زمين تا که سنگ بردارند *** يهوديان زسر بام هاي خانه خويـش / چه نقشه هاي پليدي درون سر دارند *** خدا به خير کند-سنگ هاي بي احساس / براي کـودک مـان روي ني خطـر دارند *** بخوان دو آيه نگويند خارجي هستيم / زايل و طايفه مان شاميان خبر دارند؟ *** درست لعل لبت را نشانه مي گيرند / چقـدر سنـگ زن ماهـر و قـدر دارند *** دلم شکست,خدا لعنتت کند اي شمر / نـگاه کـن هـمه دختـران پـدر دارند *** بس است گريه,براي جراحت چشمت / نگفته بودم عمو اشک ها ضرر دارند *** خـدا بـه داد دل عمـه زينبـم بـرسـد / به محملش همه چشم ها نظر دارند ^^^^^^^^ تنگ غروب و گريه بي اختيار باد / آيد به گوش ,شيون ديوانه وار باد *** زيبا ترين ستاره دنباله دار ني / افتاده است گيسوي تان در مدار باد *** مويت سپيد تر شده از چند روز پيش / يانه!نشسته بر سرو رويت غبار باد *** بنگر چگونه حق مرا غصب کرده است / بوسيدن لبان تو در انحصار باد *** با گيسوان شانه زده دلرباتري / مبهوت و مات ماندم از اين شاهکار باد *** روح از تنم جدا شده,سوي تو مي دود / اي سيب سرخ زخميِ در چشمه سار باد *** زيباتر از هميشه به آفاق مي روي / ققنوس پر گشوده ميان شرار باد