تبليغاتX
پنجره هایی بر حصار عبوس تنهایی من

پنجره هایی بر حصار عبوس تنهایی من

مرو زهرا ای تمامی هستم

ببین تنهایم به خانه نشستم

نگفتی با من ز ضربت سیلی

رخ ماهت از چه رو شده نیلی

خدارا از این غم چه چاره کنم

رسد دیگر جان فاطمه بر لب

چه سازم من با حسینم و زینب

عصبانی شد یه سیلی به صورت همسرش زد

ناراحت از خونه بیرون زد

همه ی سره کار ذهنش پیش خانومش بود

پشیمون شد این چه کاری بود من کردم

دستش به کار نمیره

یه جعبه شیرینی گرفت یه گل گرفت

وسط روز کارو رها کرد اومد خونه

همچین که درو باز کرد دید خونه غم خونست

بچه ها یه گوشه ای کز کردن خانومشم رفته یه گوشه ای نشسته

جعبه ی شیرینی گل داد به همسرش شروع کرد به معذرت خواهی کردن

نفهمیدم،عصبانی شدم منو ببخش

یه وقت خانومش چشا پر اشک شد

صدا زد هرچی باشه تو شوهر منی

تو محرم منی

اما یادت باشه اگه ایندفعه خواستی منو بزنی بزن اما جلوی چشم بچه هام نزن

از صبح بچه هام دارن میمیرن

این داغ شیعه رو میکشه که اگه خواستن فاطمه رو بزنن چرا جلو چشم بچه هاش....؟

 

وای مــــــــــــــــــــــادرم مــــــــــــــــــــــــــــــادرم مــــــــــــــــــادرم

خداحافظ ای شمع افروخته

خداحافظ ای چادر سوخته

ممنونم اگر نروی

میمیرم اگر بروی

زهرا مرو مرو

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 22:21 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |


 

 

مادرم دیگه رمق نداره تا زاری کنه

کسی نیست به غیر من ازش پرستاری کنه

تو یه هر نفس میاد جون به لبه مادر من

خون میاد از پهلوشو میگه نبین دختر من

الهی برات بمیرم چرا رنگ و روت پریده

کی به روی صورت تو رنگ نیلی رو کشیده

مرومادر مرومادر مرومادر مرو مادر

مرومادر مرومادر مرومادر مرو مادر

الهی هیچ دختری نبینه داغ مادرو

مثل من که دیده ام صحنه ی دیوار و درو

مادرم جونه اما همه موهاش سفیده

چی میشه شفا بدی مادر ما رو خدا جون

تویی شمع خانه امام،ز چه رو سو سو زنانی

مادرم برات بمیرم ،تو چرا قامت کمانی

مرومادر مرومادر مرومادر مرو مادر

مرومادر مرومادر مرومادر مرو مادر

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

خدایا میدونم برات بنده ی خوبی نبودم اما از تو خواهشی دارم

تویی که همیشه برام خدای خوبی بودی

میگن و اعتقاد دارم نامه ها رو نانوشته میخونی

پس التماس نانوشته ی منو هم اجابت کن

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 20:43 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |


 

 

 

نمیدونم چی باید بگم یا حضرت رقیه خودت کمک کن

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 11:31 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |


 

راجع به نيازهاي جوانها زياد صحبت مي شود؛ من گفته ام، قبل از من هم گفته اند؛ اما مي دانيد از نظر من مهمترين نياز جوانان چيست؟ نياز عمده ي جوانان، هويت است؛ بايد هويت و هدف خودش را بشناسد: بايد بداند كيست و براي چه مي خواهد تلاش و كار كند.

مهمترين نياز جوانان


راجع به نيازهاي جوانها زياد صحبت مي شود؛ من گفته ام، قبل از من هم گفته اند؛ اما مي دانيد از نظر من مهمترين نياز جوانان چيست؟
نياز عمده ي جوانان، هويت است؛ بايد هويت و هدف خودش را بشناسد: بايد بداند كيست و براي چه مي خواهد تلاش و كار كند. دشمن مي خواهد هويت جوان ايراني را از او بگيرد؛ اهداف را از بين ببرد؛ افقها را تيره كند؛ به او بگويد تو يك موجود حقير و محدود هستي؛ پيش من بيا تا تو را زير بال بگيرم. معلوم است؛ كشور ثروتمند ايران و منطقه ي بسيار مهم و راهبردي ما و تأثيرات فراواني كه اين ملت از همه سو مي تواند بگذارد؛ همه از طريق تحقير شخصيت جوانها، در مشت دشمن مي آيد. امروز برنامه ي دشمن نسبت به شما جوانها اين است؛ خيلي بايد بيدار باشيد.
كساني اين طور وانمود مي كنند كه نسلي كه دارد روي كار مي آيد -كه اصطلاحا به آن (نسل سوم انقلاب) مي گويند- پشت كرده به انقلاب و رويگردان از ارزشهاي ديني است؛ يا اگر هم نيست، به طور اجتناب ناپذيري اين طور خواهد شد! بنده صددرصد حرف آنها را رد مي كنم. نه اين كه من عوامل فساد برانگيز فرهنگي را نمي بينم يا نمي شناسم يا از آنها خبر ندارم؛ نخير، بنده از ماهواره، اينترنت، رمانها، فيلمها، آهنگها و حرفهاي فاسد كاملاخبر دارم و آنها را دست كم نمي گيرم.
... اما معتقدم نسل كنوني امروز اين قدر هم آسيب پذير و شكننده نيست؛ اين را بد فهميده¬اند.
... امروز جوان ايراني، آگاه، با معرفت، بصير، سياسي و اهل تحليل است؛ و از همه بالاتر با ايمان است ... جوان كه پرورش يافته¬ي دوران انقلاب است، از معرفت ديني برخوردار است، ايمانش هم ايمان عميقي است؛ البته احتياج دارد كه تغذيه¬ي معنوي و فكري دايمي شود. ابزارها و فعاليتها و كارهاي فرهنگي بايد در اختيار جوان قرار بگيرد. روحانيون خوشفكر و دانشگاهيان مؤمن بايد در مقابل ايمان جوانان احساس مسئوليت كنند.(1)

كسب دانش و تعميق ايمان


شما جوانان در بهار زندگي خود به كسب دانش سرگرميد. اولا اين را مهم شمريد و هرچه مي توانيد از آن برخوردار شويد. ثانيا عمق بخشيدن به ايمان و دست يافتن به معرفت ديني و مجاهدت براي حفظ طهارت و صفاي دل نيز در جواني از هميشه ميسرتر است. در اين نيز، كوششي در خور، به كار بريد.(2)
جوانان عزيز! حضور در صحنه ي پرشور دانش اندوزي كه از زيباترين و مبارك ترين فصول دوران جواني است هنگامي كه با مجاهدتهاي اسلامي و تلاش در راه گسترش فهم و معرفت درست ديني و سياسي همراه باشد، يكي از بزرگترين آميزه-هاي معنوي براي نسل جوان كشور را پديد مي آورد.(3)

انس با كتاب


اينك فرصت بي نظيري از حكومت دين و دانش بر ايران پديد آمده است كه بايد از آن در جهت اعتلاي فكر و فرهنگ اين كشور بهره جست. امروز كتابخواني و علم آموزي نه تنها يك وظيفه ي ملي، كه يك واجب ديني است. از همه بيشتر، جوانان و نوجوانان، بايد احساس وظيفه كنند. اگرچه آنگاه كه انس با كتاب رواج يابد، كتابخواني نه يك تكليف، كه يك كار شيرين و يك نياز تعلل ناپذير و يك وسيله براي آراستن شخصيت خويشتن تلقي خواهد شد، و نه تنها جوانان كه همه ي نسلها و قشرها از سر دلخواه و شوق بدان رو خواهند آورد. (4)

توصيه به جوانان


توصيه ي من به شما جوانان عزيز -چه دختران و چه پسران- همين است. شما در صحنه¬ي فعاليت هاي جوانانه، فعاليت علمي، فعاليت تحصيلي، فعاليت تحقيقي، فعاليت سياسي، فعاليت¬هاي اجتماعي گوناگون، كار فرهنگي¬، مطبوعاتي، هنري، ورزشي و امثال اينها با همه¬ي نشاط و با همه¬ي قدرت حضور داشته باشيد و طهارت، تقوا، ايمان، اخلاص و صفايتان را -كه حقا و انصافا در بين جوانان دنيا، شما از اين جهات نمونه¬ايد- حفظ كنيد. اگر اين تلاش مؤمنانه و مخلصانه و باصفا، در بين بخصوص جوانان ما و در بين بقيه ي آحاد ملت هم -هركدام به سهم خودشان- وجود داشته باشد استكبار در مبارزه ي خود با ملت ايران قطعا و يقينا، نه يكبار، بلكه بارها به زانو درخواهد آمد و شكست خواهد خورد. (5)

جوانان و توطئه ي دشمن


به جوانها عرض مي كنم: عزيزان من! دنبال تقليد نباشيد؛ برروي آن شيوه و راهي كه ذهن و اراده و ايمان شما قوي مي شود و اخلاق شما پاك و آراسته مي گردد، فكر كنيد؛ آنگاه شما عنصري خواهيد بود مثل يك ستون؛ سقف مدنيت اين كشور و تمدن حقيقي اين ملت بر آن قرار مي گيرد.
من به شما عرض مي كنم، امروز دستگاه هاي تبليغاتي فوق مدرن غربي -به خصوص آمريكايي و صهيونيستي- دارند براي ذهنها و فعاليتها و احساسات و اداره¬ي شما طرح عمليات تهيه مي كنند؛ خيال نكنيد آن ها غافل نشسته اند و اين سي ميليون جوان را در كشور ما نمي بينند آن ها اين سي ميليون جوان را مي بينند، آن ها براي كار و هدف خودشان دارند برنامه ريزي مي كنند؛ آن ها براي اخلاق و فكر و عقيده و ايمان جوان ما دارند برنامه ريزي مي كنند.
خيلي از حرفهايي كه گاهي در فضاي مطبوعاتي يا فرهنگي كشورمان زده مي شود، تفسيرش اين است و با اين ديد، قابل تحليل است. آن ها مي خواهند نسلي كه الگوي جوانان فداكار برجسته ي دنيا شد، به يك نسل بي خاصيت تبديل شود.
... آن ها مي خواهند فرهنگ سازي و الگو سازي كنند؛ آن ها مي خواهند جوان ايراني و نسل نوي ايراني، يك نسل تحقير شده ي تو سري خور باشد تا بتوانند روي او سوار شوند و به او ديكته و آن كاري را كه مي خواهند؛ انجام دهند.(6)

انتخاب راه حقيقي


به نظر من خود شما جوانها بزرگترين مسئوليت را داريد؛ مسئوليتي كه مي توانيد آن را انجام دهيد. عزيزان من! هر جواني دوست مي دارد كشوري كه در آن زندگي مي كند و خاكي را كه از آن روييده، عزيز، سربلند، مقتدر و برخوردار از همه ي زيباييها و نيكي ها باشد؛ دلش مي خواهد جامعه ي متمدني داشته باشد؛ دلش مي خواهد از پيشرفت هاي علمي و عملي برخوردار باشد؛ اين آرزوي هر جواني است.
براي اين، دو راه در پيش است: يك راه حل واقعي، يك راه حل كاذب و بدلي.
راه واقعي چيست؟ اين است كه جوان ايراني تصميم بگيرد در زمين خود، بذر خود را بپاشد؛ از اندوخته و ثروت فرهنگي خود استفاده كند؛ اراده ي خودش را به كار بگيرد؛ براي شخصيت و استقلال خود ارزش قايل شود؛ جامعه ي عاريت نخواهد و دنبال تقليد و عاريه گيري الگوهاي بيگانه نباشد.
... راه كاذب چيست؟ راه حل كاذب اين است كه يك ملت به تغيير ظاهري دل خوش كند و از حركت عميق روبرگرداند. يك وقت مي بيند آدمي هست كه نه معلوماتي دارد، نه سوادي دارد؛ نه تجربه¬ايي نشان داده؛ نه اراده¬ايي دارد؛ نه كاري از او بر مي آيد؛ لباس و آرايش و شكل خودش را شبيه فلان هنر پيشه يا فلان جوان غربي كرده است، اين راه حل كاذب است. آيا شما با اين كار متمدن شديد و تحول پيدا كرديد؟!(7)

انرژي، اميد و ابتكار


من اساسا در بين اين خصوصيات مهمي كه جوانان دارند، سه خصوصيت را خيلي بارز مي بينم، كه اگر آنها مشخص بشود و اگر آنها به سمت درستي هدايت بشود، به نظر مي آيد كه مي شود به اين سؤال شما (چگونه يك جوان مي تواند مسير زندگي را طي كرده و به اهدافش برسد؟) پاسخ داد. آن سه خصوصيت عبارت است از:
1- انرژي 2- اميد 3- ابتكار
اينها سه خصوصيت برجسته در جوان است .(8)

دستگيري جوانان در برابر شبهات


امروز جوانهاي ما احتياج دارند به اينكه از لحاظ فكري دستگيري بشوند؛ هم آن كساني كه در حال شبهه اند، هم آن كساني كه شبهه در آنها كارگر شده است و از حيطه ي اين اعتقاد صحيح خارج شده اند، هم آن كساني كه جزو معتقدان و متعبدانند؛ كه در اينها بايد فكر را عمق داد؛ آنها را بايد آورد و شبهه را از آنها زدود، اينهايي كه هستند بايستي اعتقادشان را عميق كرد؛ ثبات قدم در آنها بوجود آورد و آنها را مصونيت بخشيد.(9)

قدرداني از فرصت جوانان


همه ي جوانان را به قدرداني از فرصت بي نظير جواني و حفظ پاكدامني و عفت وتلاش و كار در اين دوران بي نظير و درخشان عمر آدمي توصيه مي نمايم.(10)

اقامه ي امر به معروف و نهي از منكر


جوانان در محيط خودشان، امر به معروف و نهي از منكر كنند. چرا اين واجب -امر به معروف و امر به كار خوب- در جامعه ي اسلامي هنوز اقامه نشده است؟
نگوييد به من چه؛ او هم نمي تواند بگويد به تو چه؛ اگر هم گفت، شما اعتنا نكنيد.
بعضي ها خيال مي كنند تا منكري ديده شد بايد با مشت به سراغش بروند! نه، ما سلاحي داريم كه از مشت كارگرتر است. آن چيست؟
زبان از مشت خيلي كارگرتر و نافذتر و مؤثرتر است، مشت كري نمي كند.
... حرف بزنيد، بگوييد، يك كلمه بيشتر هم نمي خواهد؛ لازم نيست يك سخنراني بكنيد. كسي كه مي بينيد خلافي را مرتكب مي شود -دروغ، تهمت، كينه توزي نسبت به برادر مؤمن، بي اعتنائي به محرمات دين، بي اعتنايي به مقدسات، اهانت پذيرفته هاي ايماني مردم، پوشش نامناسب، حركت زشت- يك كلمه ي آسان بيشتر نمي خواهد؛ بگوييد اين كار شما خلاف است. لازم نيست كه با خشم همراه باشد. شما بگوييد، ديگران هم بگويند، گناه در جامعه خواهد خشكيد. امر به معروف و نهي از منكر را اقامه كنيد؛ نگذاريد در جوامع جوان -چه در مدرسه ها و چه در دانشگاهها- كار به فساد بكشد اين مراكز براي دشمن هدف است.(11)

تقويت ايمان با عمل


آينده ي اين انقلاب، آينده ي اين نظام و اين كشور به بركت اسلام، يك آينده ي بسيار روشن و درخشاني است. كساني كه بايد اين آينه را شكل بدهند، عمدتا شما جوانها هستيد. اولا ايمان اسلامي را با عمل در خودتان تعميق كنيد، كه اين اساس كار است.
ايمان هم يك چيز كتابي و ذهني نيست، در عمل، ايمان تقويت پيدا مي كند. انسان، خدا را در ميدان مجاهدت براي خدا بهتر مي بيند. اين مجاهدت هم سنگرهاي مختلفي دارد، سنگر علم و سازندگي هم از آن جمله است.
با تقوا، با تضرع پيش خداي متعال، با انجام عبادات و با اجتناب از محرمات ايمان را تقويت كنيد.(12)

زدودن ايمان و تعهد از ذهن جوانان


امروز تلاش تبليغي و گسترده¬اي از سوي دشمنان ايران و اسلام به كار مي رود تا مايه ي صلي استقلال و سربلندي و پيشرفت كشور را كه همان ايمان و تعهد به اصول انقلاب است از ذهن و عمل جوانان بزدايند.
همه در جهان دانسته اند كه شكست تاريخي جبهه ي استكبار در مقابل انقلاب اسلامي بيش از همه، از ايمان صادقانه ي جوانان، نشأت گرفته است و دشمن با هزار زبان و هزار وسيله، به تهاجم بر اين سنگر استوار دست زده است.(13)

تحصيل، تهذيب و ورزش


اگر در يك جمله ي كوتاه از من بپرسند كه شما از جوانان چه مي خواهيد، خواهم گفت: تحصيل، تهذيب و ورزش. من فكر مي كنم كه جوانان بايد اين سه خصوصيت را دنبال كنند. تحصيل اعم از تحقيق و كارهاي علمي هم است. چون اين نيرو در جوانان هست، بايستي در كار تحصيل خيلي تلاش كنند. هر كاري هم بخواهيد بكنيد، در دوران جواني مي شود كرد، يعني در هر سه زمينه -هم زمينه ي علمي، هم در زمينه ي تهذيب نفس، هم در زمينه ي ورزش -بايد در دوره ي جواني كار كنيد. البته همه مي دانند كه در دوره ي پيري، ورزش اين قدر تأثيري كه در دوره ي جواني دارد، ندارد. اما غالبا تهذيب نفس را نمي دانند، خيال مي كنند انسان بايد بماند، پير كه شد، عبادت و تهذيب نفس كند. در حالي كه آن وقت تهذيب نفس مشكل است، و گاهي محال است. در دوره ي پيري، تهذيب نفس سخت است، اما در دوره ي شما- در دوره ي جواني- تهذيب نفس خيلي آسان است. به هر حال جوانان اين سه كار را بايد جدي بگيرند. (14)

اجتناب از تند خويي و خشونت


از جمله چيزهايي كه به خصوص در رابطه با جوانان، لازم است به آنها گفته شد و آنها به آن هدايت بشوند، سوق دادن جوانان به انديشيدن، تعقل، اخلاق اسلامي، حلم، اجتناب از شتابزدگي و عجله در امور، اجتناب از تند خويي و اعمال خشونت است. (15)

بزرگترين سرمايه


گاهي با خود فكر مي كنم جوان كه در بهترين اوقات عمر خود به سر مي برد، اگر بخواهد سرمايه¬اي را بدست بياورد كه موفقيتهاي دنيايي و آخرتي او را تضمين كند. دنبال چه چيزي بايد باشد؟
سؤال مهمي است، اولا موردنظر، موفقيتهاي دنيايي و اخروي است -جسم و جان، فكر و دليل- ثانيا اين سؤال مخصوص به يك دسته از جوانها نيست.
پاسخي هم كه به ذهن من مي رسد، باز مخصوص يك دسته از جوانها نيست، يعني اين جور نيست كه فرض كنيم اين پاسخ، مخصوص جوانهاي كاملا متدين و متعبد است. نه، حتي اگر جواني را فرض كنيم كه از لحاظ تعبد و تدين، در رتبه ي خيلي بالايي هم نباشد، باز اين پاسخ درباره ي او صدق مي كند. حتي اگر فرض كنيم جواني را كه در برخي عقايد خود مشكلي هم داشته باشد، باز اين پاسخ درباره ي او صدق مي كند.
جوابي كه من به آن رسيده ام، اين يك كلمه است: تقوا!
اگر جوان در دوره ي جواني سعي كند تقوا داشته باشد -با همان تعريفي كه در فرهنگ دين و قرآني ازتقوا شده است- بزرگترين سرمايه را هم براي درس هم براي فعاليتهاي فرهنگي، هم براي عزت دنيوي، هم براي بدست آوردن دست آوردهاي مادي،هم براي معنويت، اگر اهل معنويت است- به دست آورده است. (16)

تكيه به جوانان مؤمن

جوانان، چون پرچمدار، بدنه و عقبه ي نظام هستند، بايد هميشه در صحنه باشند. تربيت شوند آموزش ببينند و مبارزه كنند.
علمي و عملي دانش بيندوزند به تخصصهاي مختلف دست پيدا كنند تا كشورمان بي نياز شود، مستقل بماند، وابسته نباشد، خود كفا شود، جوانان آينده سازان اين ديارند اميدوار و پرتلاش بايد به آنها اعتماد كرد، اعتقاد داشت و هدايت كرد. جوان مؤمن و معتقد و مخلص هيچ چيزي نمي خواهد جيز ميداني براي مجاهدت و مبارزه در راه خدا و سازندگي.
جوانان را بايد در صحنه نگه داشت، روحيه ي بسيجي شان بايد حفظ شود. مسأله ي مهم در امر سازندگي و بازسازي كشور، سپردن كارها بدست جوانان است.
اگر جوانان به سلاح علم و ايمان مجهز نشوند، نخواهند توانست بار سنگين اداره ي كشور را به دوش بگيرند.(17)

توقع ازجوانان

آنچه كه ما امروز ازجوانان انتظار داريم؛ عينا همان چيزي است كه درروز اول انقلاب و قبل از انقلاب از جوانان انتظارداشتيم. ما از جوان مي خواهيم كه در عين پاكي و پارسايي و دين داري، با نشاط باشد، پرشور باشد، اهل ابتكار باشد، خلاق باشد، كار كند و از تنبلي بپرهيزند، تقوا را براي خودش شعار قار بدهد، واقعا دنبال تقوا باشد. (18)

منابع:


1- برگزيده بيانات مقام معظم رهبري در ميدان با جوانان 12/2/80.
2- برگزيده بيانات مقام معظم رهبري روزنامه كيهان 26/6/78.
3- برگزيده بيانات مقام معظم رهبري انقلاب اسلامي به دومين كنگرهاي جامعه ي اسلامي دانشجويان 9/7/77.
4- برگزيده بيانات مقام معظم رهبري انقلاب اسلامي به مناسبت آغاز هفته كتاب 4/10/72.
5- برگزيده بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با هزاران تن از دانشجويان و دانش آموزان 10/8/75.
6- برگزيده بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با جوانان 12/2/80.
7- همان
8- برگزيده بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با دانش آموزان و دانشجويان و قهرمانان ورزشي 7/2/77.
9- برگزيده بيانات مقام معظم رهبري در آغاز درس خارج فقه 20/6/ 79.
10- برگزيده بيانات مقام معظم رهبري، حديث ولايت ج2، ص 240.
11- برگزيده بيانات مقام معظم رهبري، حديث ولايت ج8، ص 199.
12- برگزيده بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با هزاران تن از دانشجويان و دانش آموزان 11/8/73.
13- برگزيده پيام مقام معظم رهبري به اجلاس انجمن هاي اسلامي 10/5/77.
14- برگزيده بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با هزاران تن از دانشجويان، هنرمندان و نخبگان المپيادها 7/2/77.
15- برگزيده بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با جمعي از مبلغان ديني 2/2/77.
16- برگزيده بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با تشكلهاي مختلف دانشجويي 24/10/77.
17- برگزيده بيانات مقام معظم رهبري، حديث ولايت ج9، ص 175.
18- برگزيده بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با جوانان 13/11/77.

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 10:34 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |


X

علیرضا هستم
متولد : سال 00000000000 وقتی روضه حسین بر دلها دمیدن
وفات : وقتی اشکی نباشد

این اشک نیست آب زلال مطهر است
این چشمه نیست چشمه ای از حوض کوثر است

چشمی که بیشتر به خودش گریه کرده است
فردا کنار فاطمه با آبروتر است

این خیمه ی حسینیه های محرمی است
چادر نماز خاکی زهرای اطهر است

مارا از این تلاطم دنیا هراس نیست
تا کشتی نجات حسینی شناور است

بر من لباس نوکریم را کفن کنید
نوکر بهشت هم برود باز نوکر است

آن سجده های خونی گودال اگر نبود
این قوم هیچ وقت نمیشد خداپرست



مرا نشناختند
که گفتند
بخند
و شاد باش
شاد!
مرا نشناختند
که گفتند:
لب فرو بند
و به سری که درد نمی کند
دستمال مبند.


من اما سرم درد می کرد !
گفتم :
دیروز چاره ساز این سر پر درد
یک پیشانی بند سبز بود
و امروز
جز با زبان سرخ نشاید که ....



گو هر چه باد باد







صفحه نخست
ارتباط با مدیر
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

ღ*ღهیئت بیت العباس ع ღ*ღ
ღ•**• آموزشـــــی •**•.ღ

آرشیو پیوندهای روزانه


آرشیو دانوشته های وبلاگ

هفته دوم آذر 1388

هفته اوّل آذر 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته سوم فروردین 1386


آرشیو موضوعی

مذهبی
عاشقانه


وبلاگ دوستان گلمون

ღ*ღهیئت بیت العباس ع ღ*ღ
ღ•**•آموزشـــــــی•**•.ღ
***عشق علیه السلام***
***هیئت عشاق الحسین***
زندگی آبیست با طعم خدا
ساقي ميكده
*_*-*همشهری خودمه *-*_*
مي نامه
دلنوشته های دو دختر شهید
وبلاگ نویسا برن توش
انعکاس (سارینا)
زهیر(دانشمند آینده ای نزدیک)
قالب خودمون


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS


JavaScript Codes دلم زدست زمانه عجيب مي گيرد / دلم بهانه روي حبيب مي گيرد *** غروب گشته دوباره خدا نمي دانم / چرا خرابه ما بوي سيب مي گيرد *** شب گذشته خدايا در آسمان ديدم / که ماه وقت خسوفش غريب مي گيرد *** براي طعنه زدن آن محافظ رومي / تمام روز بدستش سليب مي گيرد *** بدست ديگر خودآن حرامي بي دين / چقدر کعب ني اش رامهيب مي گيرد *** براي تاول پايم زمردم اين شهر / مدام عمه سراغ طبيب مي گيرد ^^^^^ نشاط زندگيم از عنايت زهراست / عنان زندگيم دست حضرت مولا ست *** خدا کند بهشت هم کنار شان با شيم / کنار خانه يشان خانه داشتن زيباست *** گذر نموده زکوي دلم خبر دارم / ميان کوچه دل رد چادرش پيداست *** چقدر مادر سادات دست و دل باز است / هميشه چادر او خيمه گاه روضه ماست *** دل شکسته زهرا چه ساحلي دارد / چرا که جلوه آبي ترين در يا هاست *** عجب سئوال شگرفي نوشته اشک علي / مزار خاکي زهرا کجاي اين دنياست؟ *** تمام عا لمين نا توان ز حل سئوال / جواب کامل آن دست مهدي زهراست ^^^^^^ جماعتي که به سر نيزه ها نظر دارند / نشسته اند زمين تا که سنگ بردارند *** يهوديان زسر بام هاي خانه خويـش / چه نقشه هاي پليدي درون سر دارند *** خدا به خير کند-سنگ هاي بي احساس / براي کـودک مـان روي ني خطـر دارند *** بخوان دو آيه نگويند خارجي هستيم / زايل و طايفه مان شاميان خبر دارند؟ *** درست لعل لبت را نشانه مي گيرند / چقـدر سنـگ زن ماهـر و قـدر دارند *** دلم شکست,خدا لعنتت کند اي شمر / نـگاه کـن هـمه دختـران پـدر دارند *** بس است گريه,براي جراحت چشمت / نگفته بودم عمو اشک ها ضرر دارند *** خـدا بـه داد دل عمـه زينبـم بـرسـد / به محملش همه چشم ها نظر دارند ^^^^^^^^ تنگ غروب و گريه بي اختيار باد / آيد به گوش ,شيون ديوانه وار باد *** زيبا ترين ستاره دنباله دار ني / افتاده است گيسوي تان در مدار باد *** مويت سپيد تر شده از چند روز پيش / يانه!نشسته بر سرو رويت غبار باد *** بنگر چگونه حق مرا غصب کرده است / بوسيدن لبان تو در انحصار باد *** با گيسوان شانه زده دلرباتري / مبهوت و مات ماندم از اين شاهکار باد *** روح از تنم جدا شده,سوي تو مي دود / اي سيب سرخ زخميِ در چشمه سار باد *** زيباتر از هميشه به آفاق مي روي / ققنوس پر گشوده ميان شرار باد <





Powered by WebGozar

دلم زدست زمانه عجيب مي گيرد / دلم بهانه روي حبيب مي گيرد *** غروب گشته دوباره خدا نمي دانم / چرا خرابه ما بوي سيب مي گيرد *** شب گذشته خدايا در آسمان ديدم / که ماه وقت خسوفش غريب مي گيرد *** براي طعنه زدن آن محافظ رومي / تمام روز بدستش سليب مي گيرد *** بدست ديگر خودآن حرامي بي دين / چقدر کعب ني اش رامهيب مي گيرد *** براي تاول پايم زمردم اين شهر / مدام عمه سراغ طبيب مي گيرد ^^^^^ نشاط زندگيم از عنايت زهراست / عنان زندگيم دست حضرت مولا ست *** خدا کند بهشت هم کنار شان با شيم / کنار خانه يشان خانه داشتن زيباست *** گذر نموده زکوي دلم خبر دارم / ميان کوچه دل رد چادرش پيداست *** چقدر مادر سادات دست و دل باز است / هميشه چادر او خيمه گاه روضه ماست *** دل شکسته زهرا چه ساحلي دارد / چرا که جلوه آبي ترين در يا هاست *** عجب سئوال شگرفي نوشته اشک علي / مزار خاکي زهرا کجاي اين دنياست؟ *** تمام عا لمين نا توان ز حل سئوال / جواب کامل آن دست مهدي زهراست ^^^^^^ جماعتي که به سر نيزه ها نظر دارند / نشسته اند زمين تا که سنگ بردارند *** يهوديان زسر بام هاي خانه خويـش / چه نقشه هاي پليدي درون سر دارند *** خدا به خير کند-سنگ هاي بي احساس / براي کـودک مـان روي ني خطـر دارند *** بخوان دو آيه نگويند خارجي هستيم / زايل و طايفه مان شاميان خبر دارند؟ *** درست لعل لبت را نشانه مي گيرند / چقـدر سنـگ زن ماهـر و قـدر دارند *** دلم شکست,خدا لعنتت کند اي شمر / نـگاه کـن هـمه دختـران پـدر دارند *** بس است گريه,براي جراحت چشمت / نگفته بودم عمو اشک ها ضرر دارند *** خـدا بـه داد دل عمـه زينبـم بـرسـد / به محملش همه چشم ها نظر دارند ^^^^^^^^ تنگ غروب و گريه بي اختيار باد / آيد به گوش ,شيون ديوانه وار باد *** زيبا ترين ستاره دنباله دار ني / افتاده است گيسوي تان در مدار باد *** مويت سپيد تر شده از چند روز پيش / يانه!نشسته بر سرو رويت غبار باد *** بنگر چگونه حق مرا غصب کرده است / بوسيدن لبان تو در انحصار باد *** با گيسوان شانه زده دلرباتري / مبهوت و مات ماندم از اين شاهکار باد *** روح از تنم جدا شده,سوي تو مي دود / اي سيب سرخ زخميِ در چشمه سار باد *** زيباتر از هميشه به آفاق مي روي / ققنوس پر گشوده ميان شرار باد