|
یکسال و بیست وچهار روز قبل به اینجا اومدم و به عنوان یه نویسنده مهمون این وبلاگ بودم تا به
امشب... اگه بدی از من دیدید لطفا حلالم کنید... از دوستای خوبم که این مدت تنهام نمیذاشتن هم ممنون و همینطور از شما " مجنون الحسین علیرضا " که به من اجازه دادید مدتی اینجا بنویسم هم ممنون به رسم همیشگی... التماس دعا یا حق ( تشنه ی بادیه ) ---------------------------------------------------------------------- مجنون الحسین علیرضا:راستش من دلیلی برای این کار نمیبینم + نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388 4:40 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |
حیران نشسته ماه به تنها نشستنم
وین قطره قطره اشک به مزگان شکستنم دیوانگی نباشد اگر،شور عاشقی است شب تا سحر نگاه به مهتاب بستنم از این دریچه راه به سوی تو می برم باشد اگر امید ازین چاه رستنم پیوسته ام به مهر تو،ای گل که بنگری پیوند خویش از همه عالم گسستنم + نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388 8:43 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |
بعد از حسین خانه ی شادی خراب گشت.... همه میدونیم امام معصوم گفت شیعیان ما در غم ما اندوهگین و در شادی ما شاد هستند اما نمیدونم چرا تو بعضی میلادها هرکاری میکنی دلت راضی نمیشه بخندی.... اصلا تو این روضه چیه که انقدر ادمو .....؟ بخدا اگه مردم ایراد نگیرن عاشق اینم تو میلادها .... نمیدونم چجوری این حسمو منتقل کنم اصلا انگار ... ........."ان لقتل الحسين حراره في قلوب المؤمنين لاتبرد ابدا."..... اصلا مگه نه اینکه خنده با دیده ی تر جلوه دو چندان دارد....؟ میان هلهله دشمن سر بازار نامحرم به من خندید هرکس را که گفتم دختر شاهم در میان هلهله شامیان کف میزدند..... + نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388 21:57 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |
|