|
آنقدر بلند همت باش که جز خدای تبارک و تعالی را عبادت نکنی و در پرهیز از دنیا و لذات آن تاجر مسلک مباش و در عبادتهایت به دنبال اجر و مزد نباش بلکه همچون امیرالمومنین علی(ع ) باش که می فرماید: ((خدایا من ترا از ترس آتشت یا طمع در بهشت عبادت نمی کنم ، بلکه ترا سزاوار عبادت یافتهام و به این جهت عبادت میکنم.))1 و در مصباح الشریعه از پیامبر (ص) نقل شده است که فرمودند ، خداوند تبارک و تعالی فرمودند: (( کسی که یاد من را از تقاضایش باز دارد بهتر از آنچه سائلان می خواهند به او می دهم.))2 همچنین کلینی(قدس سره) از امام صادق (ع ) نقل می کند پیامبر اکرم (ص ) فرمودند : ((بهترین مردم کسی است که به عبادت عشق بورزد و آنرا در آغوش بگیرد و از صمیم قلب آن را دوست داشته باشد و با همه جسم و جانش بدان روی آورد و خویشتن را برای آن آماده کند ، در این صورت است که برایش مهم نیست در دنیا چگونه به سر می برد با سختی یا سستی.))3 در این روایت سخن از عشق به میان آمده است و محدث قمی در سفینة البحار از پیامبر اکرم (ص) نقل میکند که : ((بهشت به سلمان عاشق تر است تا سلمان به بهشت))4 مرحوم مجلسی در بحارالانوار نقل میکند : امام باقر (ع ) از پدرش امام سجاد (ع ) نقل میکند آن حضرت فرمودند: ((در یکی از سفرها که حضرت علی (ع ) به همرا یارانش از کربلا می گذشتند . وقتی به آن سرزمین مقدس رسیدند ، دیدگان آن حضرت پر از اشک شد و فرمود: اینجا محل بستن مرکب های آنان و آنجا محل بر زمین نهادن توشه های سفر و فرود آمدنشان و آنجای دیگر محل ریخته شدن خونهای پاک آنان است،ای سرزمین!! خوشا به سعادتت که خونهای دوستداران و محبان خدا بر تو ریخته می شود))5 مرحوم کلینی (قدس سره) از امام باقر (ع ) نقل میکند آن حضرت فرمودند ؛ پیامبر اکرم (ص) فرمودند ، خدای عز و جل می فرماید: (( قسم به عزت و جلالم ، قسم به عظمت و کبریائی ام ، قسم به نور و برتری ام ، هرگاه بنده ای خواسته خودش را بر خواسته من مقدم دارد ، زندگی اش را پراکنده و آشفته می کنم، لباس دنیا زدگی بر اندامش می پوشانم و قلبش را سرگرم دنیا مینمایم و از دنیا غیر از آنچه برایش مقدر کرده باشم به او نمی دهم. قسم به عزت و جلالم ، قسم به عظمت و کبریائی ام ، قسم به نور و برتری ام ، هرگاه بنده ای خواسته مرا بر خواسته خویش مقدم بدارد، ملائکه ای را به حفاظت او می گمارم و اسمان و زمین عهده دار رزق و روزی اش خواهند بود و با هر تجارتش با اویم و دنیا بسویش می آید و او از آن روی گردان است ))6 پس کسی که خدای تعالی را به خاطر ثواب یا ترس از عذاب عبادت کند ، از لذات دیدار حقیقت محروم است . بلکه در صورتیکه با دقت بنگری ، اگر خدای متعال را به شوق بهشت عبادت می کند درحقیقت عابد هوی و هوسش است و اگر از سر ترس باشد. در حقیقت دوستدار خویش است و خودخواه است نه حق جو و حق طلب. شیخ الرئیس بو علی سینا در این باره فرموده است : (( آن عابد و زاهدی که خدا را وسیله رسیدن به بهشت قرار داده است گرچه مورد رحمت الهی است اما لذت شادی حشر با خدای تعالی را درک نمی کند تا آن را بخواهد . بلکه شناختن در حد لذات ناقص حسی است و مشتاق همانهاست و از لذت بالاتر آن غافل است و نسبت اینان به عارفان بالله مثل نسبت بچه هاست به انسانهای با تجربه که بچه ها از لذاتی که بالغان درک می کنند عاجزند و فقط به بازیهای کودکانه سرگرمند و حتی از این همه تلاش بزرگترها تعجب می کنند که چرا از این بازیها چشم می پوشند ؟؟!!! و به غیر آن سرگرمند؟ و این چنین است ماجرای کسانی که جهل و نقصان ، چشم بصیرت آنها را بسته و از مشاهدات جمال حق و سرور آن غافلند و اگر دست به سوی لذات فانی دراز نمی کنند نه از روی عشق و محبت است بلکه اگر لذات دنیا را ترک می کند به خاطر این است که در آینده چندین برابرش را به دست آورد و اگر خدای متعال را عبادت می کند ، بدین جهت است که خدای تعالی او را در بهشت مالک گرداند و زمانی که حقیقت خواسته اش آشکار گردد معلوم می شود که هدف او در دنیا و اخرت جز شکم و شهوت نبوده ، اما آن عارف بیدار دلی که با هدایت قدس الهی بیدار گشته و در راه ایثار و گذشت قرار گرفته است و لذت حقیقی انس با خدای متعال را شناخته و همیشه روی بدان سوی دارد ، این چنین عارف واصل ، به آن عابد زاهد که به جای خدا به دنیال لذات نفسانی اش بوده به دیده ترحم و عطوفت می نگرد ، گرچه آن عابد نیز آنچه را در طلب آن بوده طبق وعده الهی بدان خواهد رسید))7 امام صادق (ع) می فرمایند : (( پیامبر اکرم (ص) در زمان قبل از بعثت به چادری در بیابان وارد شد و صاحب آن چادر از آن حضرت به شایستگی پذیرائی کرد ، وقتی پیامبر اکرم (ص) به رسالت مبعوث شدند به آن مرد گفتند : آیا این پیامبر را می شناسی ؟ گفت : نه ، معرفی کردند ، این همان کسی است که در فلان روز به چادر تو آمد و به خوبی از او پذیرایی کردی!! مرد اعرابی به حضور پیامبر اکرم (ص) شرفیاب شد و گفت : یا رسول الله مرا می شناسی ؟ حضرت فرمود: تو کی هستی ؟ اعرابی گفت : من همان کسی هستم که در فلان روز در بیابان به چادرم آمدی و به شایستگی از شما پذیرایی کردم. حضرت فرمودند: آفرین بر تو ، هر چه می خواهی بگو. مرد گفت : 80 شتر و ساربان آنها را می خواهم. حضرت رسول (ص) لحظه ای تأمل کرد و فرمود: هر چه میخواهد به او بدهید. بعد رو کرد به اصحاب و فرمود: این مرد به اندازه آن پیره زن بنی اسرائیل عقل و همت نداشت!! چرا اقلا ً خواسته آن پیره زن را مطرح نکرد ؟!!! پرسیدند یا رسول الله (ص) تقاضای آن پیره زن چه بود ؟؟ فرمود : حضرت موسی (ع ) به دنبال قبر حضرت یوسف (ع ) می گشت . گفتند فقط پیره زنی است که او ممکن است داند، به دنبال او فرستاد ، او را حاضر کردند، پرسید : آیا قبر حضرت یوسف (ع ) را میدانی؟ گفت : آری حضرت موسی (ع ) فرمودند : نشانه اش را بگو ، بهشت را برایت ضمانت می کنم . پیره زن گفت : نه نمی گویم ، تا خواسته ام را اجابت نکنی !!! وحی رسید : اجازه بده ، خواسته اش را بگوید و قبول کن !!! حضرت فرمود : بگو. پیره زن گفت : خواسته ام این است که فردای قیامت با تو محشور شوم !!! پیامبر اکرم (ص ) فرمود : چرا این مرد نخواست فردای قیامت با من باشد !! ))8 پ.ن1: بحارالانوار ج 70 ص 186 پ.ن2: مصباح و الشریعه –باب 19- بحارالانوار ج 93ص 323 پ.ن3: اصول کافی ج2 ص 83 پ.ن4: بحارالانوار ج 22 ص 341 پ.ن5: بحارالانوار ج 41 ص 295 پ.ن6:مصباح الشریفه – باب 19- بحارالانوار ج 93 ص 323 پ.ن7: الاشارات و تنبیهات ج3 ص 377 پ.ن8: بحار الانوار ج 22 ص 292-293 پ.ن9: مطالب این پست از کتاب زیر برگرفته شده است. صراط سلوک ( رهنمودهای اخلاقی – عرفانی و خاطراتی از حضرت استاد علامه حسن زاده آملی در سیر و سلوک الی الله) – علی محیطی- انتشارات قائم آل محمد (علیهم السلام) + نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 1:50 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |
|