|
سلام دوستان امشب میخوام بر خلاف همیشه عامیانه بنویسم دیروز سر کلاس آیین زندگی استاد از موانعی که باعث میشن به کشف حقایق نرسیم حرف میزد. که یکی از اونها تقلید کورکورانه بود (بیشتر منظورش به تقلید جاهل از جاهل بود ) تو بحث گروهی حرف به اونجا کشید که ما آدمها اکثر اوقات دنباله رو بی قید و شرط دیگران هستیم و این در حالی هست که می دونیم اونها هم دارن اشتباه میکنن و منو یاد این جمله انداخت خواهی نشوی رسوا ، همرنگ جماعت شو این که به ذهنم اومد اونو سر کلاس با صدای بلند بیان کردم و استاد هم گفت آره متاسفانه اکثرا بر این خیالند که در جمع باید همرنگ بود تا کسی مسخرش نکنه... راست میگه خیلی وقتها این کارو میکنیم...( نمونش تو مجالس جشن ) با اینکه می دونیم خیلی کارامون توی این جور جاها اشتباست و یقین داریم که گناهه فقط برای اینکه آدمها مارو انگشت نما نکنن حاضریم تن به گناه بدیم( البته من دارم از خودم می گم نه کس دیگه ای) ... تازه این یه نمونش بود در ادامه این بحث ، استاد یه جابه جایی زیبایی در شعر داد که من تا حالا اونو نشنیده بودم ولی از شنیدنش لذت بردم. خواهی نشوی همرنگ ، رسوای جماعت شو با شنیدن این جمله یه لحظه حس عجیبی بهم دست داد. این قشنگترین جمله ای بود که می تونه برای این زمانها به کار بره. منیکه می ترسم با انجام ندادن یک گناه انگشت نمای خاص و عام شم چرا از انجام دادنش نمیترسم ؟؟؟ چرا شرمنده خالقم نمی شم؟؟؟ نمی دونم تونستم منظورمو برسونم یا نه!!! پ.ن: سلام دوستان من قصد درست کردن یه انجمن دارم برا خودم و وبلاگم میخوام بدونم کیا باهام همکاری میکنن فکر کنم الان دیگه همه بدونن انجمن چجوریه . منتظرم ببینم حامی دارم یا نه !!! + نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 0:55 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |
پرپر میزنم ، برای حرم حرم کسی ، که آرزومـه با اشک چشام ، به پای علم علم کسی ، که آبرومه دله کی برا حرمش می زنه دل من ، دل من دل کی تو خیمه نفس می زنه دل من ، دل من ای وای ، دل من ، دل من آروم نمی شم تا کبودیه عشق تو بشه مدال سینم آروم نمی شم اگه یه شبی خواب حرمه تو رو ببینم چشه کیه که براش خون میباره چشه من ، چشه من چشه کی تو آرزوش خواب نداره چشه من ، چشه من ای وای دل من ، دل من دله کی برای حرمش می زنه دل من ، دل من دل کی تو خیمه نفس می زنه دل من ، دل من ای وای ، دل من ، دل من یادم نمیاد از چه روزی من تو این عاشقی به پات نشستم!!! یادم نمی ره چه شبهایی که افتاده بودم گرفته دستم!!! سر کی شکسته به پای علم سر من ، سر من سر کی شده هواییه حرم سر من ، سر من ای وای ، دل من ، دل من ، دل من دله کی برا حرمش می زنه دل من ، دل من دل کی تو خیمه نفس می زنه دل من ، دل من ای وای ، دل من ، دل من ای وای ، دل من ، دل من پ.ن: سلام دوستان من قصد درست کردن یه انجمن دارم برا خودم و وبلاگم میخوام بدونم کیا باهام همکاری میکنن فکر کنم الان دیگه همه بدونن انجمن چجوریه . منتظرم ببینم حامی دارم یا نه !!! + نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387 0:35 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |
|