تبليغاتX
پنجره هایی بر حصار عبوس تنهایی من

پنجره هایی بر حصار عبوس تنهایی من

               

 روسیاه گفت :شرمنده ام اما سلام

اما ارباب تنها سکوت

روسیاه گفت : به من فحش نمی دی ؟

ارباب تنها سکوت کرد ، آخه مظهر پاکیه

روسیاه پیش خودش گفت : انگار من رو نمی بینه

دوباره داد زد : سلام

اما ارباب تنها سکوت کرد در حالیکه توی دلش یه دنیا حرف بود

حالا ارباب یواش یواش داره تو دلش یه چیزی می گه

ارباب آروم تو دلش میگه : بی وفایی پسر، بی وفا

رو سیاه : آقا یه بار دیگه هم ببخش . قول می دم این دفعۀ آخر باشه

ارباب تو دلش : پسر آخه چند بار؟ این دفعه هزارمه

روسیاه:شیطون گولم زد ، دست خودم نبود

ارباب تو دلش : همونیکه به خاطر تو از خونه ام انداختمش بیرون ؟

همونیکه بهش گفتم به پات بیفته؟

روسیاه : می دونی ، یه جورایی دیگه به گناه کردن عادت کردم

ارباب تو دلش : نه ، تقصیره منه که به توبه عادت کردی

روسیاه : خدا بگو چکار کنم تا ببخشی ؟

ارباب تو دلش : چه فایده ؟ تو که باز گناه میکنی

روسیاه : ارباب فقط این بار ، قول می دم

ارباب اما تو دلش : داری منو مسخره می کنی؟ هی میگی ببخش بازم گناه

 می  کنی

روسیاه : یه معجزه کن تا دیگه نتونم گناه کنم

ارباب اما بازم تو دلش : اون جور پاکی بخوره تو سرت

روسیاه : ...

ارباب اما تو دلش: ...

روسیاه : ...

ارباب اما تو دلش: ...

هی روسیاه داد زد ...

ارباب اما هنوز تو دلش : ...

تا اینکه نزدیک اذان شد

 

الله اکبر   الله اکبر   الله اکبر   الله اکبر

اشهد ان لا اله الا الله           اشهد ان لا اله الا الله

اشهد ان محمدا رسول الله    اشهد ان محمدا رسول الله

اشهد ان علیا ولی الله          اشهد ان علیا ولی الله

...

 

روسیاه : یا غفار الذنوب ، یا ستار العیوب...

ارباب : ...

روسیاه : اصلا حالا که خودت خواستی میگم ، جون حضرت فاطمه (س)

ارباب اما هنوز هم تو دلش : فدای نامش بشم

روسیاه : اصلا جون حسینت

ارباب اما هنوزم تو دلش : پسر تو هم راه رو یاد گرفتی میدونی من به اسمشون

 حساسم و ....

اینبار روسیاه فقط اشک داشت که تقدیم اربابش کنه

و اشک هم به معنای بخشودگیه

.

.

فردا شب

روسیاه : شرمنده ام اما سلام

ارباب تنها سکوت .....

 

 مجنون الحسین علیرضا

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387 2:58 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |


سکوت فریاد کسانیست که اهل تظاهر نیستند

 

سکوت فریاد کسانیست که بی صدا میمیرند بدون آنکه کسی بودنشان را

 

احساس کند

 

سکوت فریاد کسانیست که معنی عشق را می دانند و خود را در آن محو میکنند

 

ولی نمی گذارند کسی به وجود آن پی ببرد

 

می خواهم فریاد کنم

 

 

 فریادی که صدایش را فقط خود بشنوم

 

فریادی که انعکاس آن تنها در قلبم شنیده شود 

 

فریادی که  من را به ابدیت برد ولی کسی رفتنم را احساس نکند

 

 روزگار زیادیست که به خلوت و سکوت پناه برده ام

 

دنیایی که برای من ارزش قائل است

 

دنیایی که ذره ذره وجودم را درک کرده است

 

دنیایی که از قطره قطره آب دیدگانم پی ریزی شده و اکنون مرا در برگرفته و

 

نامحرمی را در خود پذیرا نمیباشد

 

دنیایی که مرا به رویاهایم نزدیک و. نزدیکتر کرده است

 

 روزگاری قدم زدن در زیر باران آرزویی دست نیافتنی برای من بود ولی اکنون  

 

من خود بارانم

 

 بارانی که میبارد ولی کسی از باریدنش لذت نمی برد حتی چشمانم

 

 نمیدانم شاید روزی کسی خریدار این قطرات باشد که از آسمان قلبم می بارد

 

 شاید روزی کسی باشد که از قدم زدن در جاده نگاهم لذت برد

 

شاید روزی کسی باشد که بخواهد برای یک لحظه به دنیای خلوت و آرام من

 

گام نهد

 

شاید روزی کسی باشد......

 

شاید روزی......

  

صدایی به من پاسخ می دهد

 

گویی از اعماق قلبم است .....

 

آری صدا از درونم است .....

 

من تنهاییم را دوست دارم

 

من خلوتم را دوست دارم

 

 من اشک هایم را دوست دارم 

 

من ..... هایم را دوست دارم

 

زیرا تنها خریدار تنهاییم خداست....

 

من خدا را دوست دارم

 

 

سلام به دوستان عزیز

آقا علیرضا حالش خوبه فقط یه مدت نمی تونه به نت بیاد و شما مجبورید من رو تحمل کنید.

از حضور گرمتون ممنونم.(تشنه ی بادیه)

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387 16:54 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |


X

علیرضا هستم
متولد : سال 00000000000 وقتی روضه حسین بر دلها دمیدن
وفات : وقتی اشکی نباشد

این اشک نیست آب زلال مطهر است
این چشمه نیست چشمه ای از حوض کوثر است

چشمی که بیشتر به خودش گریه کرده است
فردا کنار فاطمه با آبروتر است

این خیمه ی حسینیه های محرمی است
چادر نماز خاکی زهرای اطهر است

مارا از این تلاطم دنیا هراس نیست
تا کشتی نجات حسینی شناور است

بر من لباس نوکریم را کفن کنید
نوکر بهشت هم برود باز نوکر است

آن سجده های خونی گودال اگر نبود
این قوم هیچ وقت نمیشد خداپرست



مرا نشناختند
که گفتند
بخند
و شاد باش
شاد!
مرا نشناختند
که گفتند:
لب فرو بند
و به سری که درد نمی کند
دستمال مبند.


من اما سرم درد می کرد !
گفتم :
دیروز چاره ساز این سر پر درد
یک پیشانی بند سبز بود
و امروز
جز با زبان سرخ نشاید که ....



گو هر چه باد باد







صفحه نخست
ارتباط با مدیر
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

ღ*ღهیئت بیت العباس ع ღ*ღ
ღ•**• آموزشـــــی •**•.ღ

آرشیو پیوندهای روزانه


آرشیو دانوشته های وبلاگ

هفته دوم آذر 1388

هفته اوّل آذر 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته سوم فروردین 1386


آرشیو موضوعی

مذهبی
عاشقانه


وبلاگ دوستان گلمون

ღ*ღهیئت بیت العباس ع ღ*ღ
ღ•**•آموزشـــــــی•**•.ღ
***عشق علیه السلام***
***هیئت عشاق الحسین***
زندگی آبیست با طعم خدا
ساقي ميكده
*_*-*همشهری خودمه *-*_*
مي نامه
دلنوشته های دو دختر شهید
وبلاگ نویسا برن توش
انعکاس (سارینا)
زهیر(دانشمند آینده ای نزدیک)
قالب خودمون


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS


JavaScript Codes دلم زدست زمانه عجيب مي گيرد / دلم بهانه روي حبيب مي گيرد *** غروب گشته دوباره خدا نمي دانم / چرا خرابه ما بوي سيب مي گيرد *** شب گذشته خدايا در آسمان ديدم / که ماه وقت خسوفش غريب مي گيرد *** براي طعنه زدن آن محافظ رومي / تمام روز بدستش سليب مي گيرد *** بدست ديگر خودآن حرامي بي دين / چقدر کعب ني اش رامهيب مي گيرد *** براي تاول پايم زمردم اين شهر / مدام عمه سراغ طبيب مي گيرد ^^^^^ نشاط زندگيم از عنايت زهراست / عنان زندگيم دست حضرت مولا ست *** خدا کند بهشت هم کنار شان با شيم / کنار خانه يشان خانه داشتن زيباست *** گذر نموده زکوي دلم خبر دارم / ميان کوچه دل رد چادرش پيداست *** چقدر مادر سادات دست و دل باز است / هميشه چادر او خيمه گاه روضه ماست *** دل شکسته زهرا چه ساحلي دارد / چرا که جلوه آبي ترين در يا هاست *** عجب سئوال شگرفي نوشته اشک علي / مزار خاکي زهرا کجاي اين دنياست؟ *** تمام عا لمين نا توان ز حل سئوال / جواب کامل آن دست مهدي زهراست ^^^^^^ جماعتي که به سر نيزه ها نظر دارند / نشسته اند زمين تا که سنگ بردارند *** يهوديان زسر بام هاي خانه خويـش / چه نقشه هاي پليدي درون سر دارند *** خدا به خير کند-سنگ هاي بي احساس / براي کـودک مـان روي ني خطـر دارند *** بخوان دو آيه نگويند خارجي هستيم / زايل و طايفه مان شاميان خبر دارند؟ *** درست لعل لبت را نشانه مي گيرند / چقـدر سنـگ زن ماهـر و قـدر دارند *** دلم شکست,خدا لعنتت کند اي شمر / نـگاه کـن هـمه دختـران پـدر دارند *** بس است گريه,براي جراحت چشمت / نگفته بودم عمو اشک ها ضرر دارند *** خـدا بـه داد دل عمـه زينبـم بـرسـد / به محملش همه چشم ها نظر دارند ^^^^^^^^ تنگ غروب و گريه بي اختيار باد / آيد به گوش ,شيون ديوانه وار باد *** زيبا ترين ستاره دنباله دار ني / افتاده است گيسوي تان در مدار باد *** مويت سپيد تر شده از چند روز پيش / يانه!نشسته بر سرو رويت غبار باد *** بنگر چگونه حق مرا غصب کرده است / بوسيدن لبان تو در انحصار باد *** با گيسوان شانه زده دلرباتري / مبهوت و مات ماندم از اين شاهکار باد *** روح از تنم جدا شده,سوي تو مي دود / اي سيب سرخ زخميِ در چشمه سار باد *** زيباتر از هميشه به آفاق مي روي / ققنوس پر گشوده ميان شرار باد <





Powered by WebGozar

دلم زدست زمانه عجيب مي گيرد / دلم بهانه روي حبيب مي گيرد *** غروب گشته دوباره خدا نمي دانم / چرا خرابه ما بوي سيب مي گيرد *** شب گذشته خدايا در آسمان ديدم / که ماه وقت خسوفش غريب مي گيرد *** براي طعنه زدن آن محافظ رومي / تمام روز بدستش سليب مي گيرد *** بدست ديگر خودآن حرامي بي دين / چقدر کعب ني اش رامهيب مي گيرد *** براي تاول پايم زمردم اين شهر / مدام عمه سراغ طبيب مي گيرد ^^^^^ نشاط زندگيم از عنايت زهراست / عنان زندگيم دست حضرت مولا ست *** خدا کند بهشت هم کنار شان با شيم / کنار خانه يشان خانه داشتن زيباست *** گذر نموده زکوي دلم خبر دارم / ميان کوچه دل رد چادرش پيداست *** چقدر مادر سادات دست و دل باز است / هميشه چادر او خيمه گاه روضه ماست *** دل شکسته زهرا چه ساحلي دارد / چرا که جلوه آبي ترين در يا هاست *** عجب سئوال شگرفي نوشته اشک علي / مزار خاکي زهرا کجاي اين دنياست؟ *** تمام عا لمين نا توان ز حل سئوال / جواب کامل آن دست مهدي زهراست ^^^^^^ جماعتي که به سر نيزه ها نظر دارند / نشسته اند زمين تا که سنگ بردارند *** يهوديان زسر بام هاي خانه خويـش / چه نقشه هاي پليدي درون سر دارند *** خدا به خير کند-سنگ هاي بي احساس / براي کـودک مـان روي ني خطـر دارند *** بخوان دو آيه نگويند خارجي هستيم / زايل و طايفه مان شاميان خبر دارند؟ *** درست لعل لبت را نشانه مي گيرند / چقـدر سنـگ زن ماهـر و قـدر دارند *** دلم شکست,خدا لعنتت کند اي شمر / نـگاه کـن هـمه دختـران پـدر دارند *** بس است گريه,براي جراحت چشمت / نگفته بودم عمو اشک ها ضرر دارند *** خـدا بـه داد دل عمـه زينبـم بـرسـد / به محملش همه چشم ها نظر دارند ^^^^^^^^ تنگ غروب و گريه بي اختيار باد / آيد به گوش ,شيون ديوانه وار باد *** زيبا ترين ستاره دنباله دار ني / افتاده است گيسوي تان در مدار باد *** مويت سپيد تر شده از چند روز پيش / يانه!نشسته بر سرو رويت غبار باد *** بنگر چگونه حق مرا غصب کرده است / بوسيدن لبان تو در انحصار باد *** با گيسوان شانه زده دلرباتري / مبهوت و مات ماندم از اين شاهکار باد *** روح از تنم جدا شده,سوي تو مي دود / اي سيب سرخ زخميِ در چشمه سار باد *** زيباتر از هميشه به آفاق مي روي / ققنوس پر گشوده ميان شرار باد