|
مظلومه ی علی فضای شهر مدینه که تیره و تار است برای شیعه عاشق بیان اسرار است هنوز فاطمه در بین کوچه افتاده هنوز فاطمه در بین درب و دیوار است هنوز عاقبت کار محسنش مخفیست هنوز فاطمه بر محسنش عزادار است هنوز یاس علی بین شعله ها باشد هنوز مرد غریب مدینه بی یار است هنوز چادر خاکی به سر کند زهرا هنوز غربت حیدر ار آن پدیدار است هنوز هرکه بگوید علی خورد سیلی هنوز هرکه بگوید علی گنهکار است هنوز شهر مدینه علی نمیخواهد هنوز فاطمه از این مدینه بیزار است یا زهرا + نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 19:52 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |
متن اوراق محبت ديدنيست قصه عشق علي بشنيدنيست از کلام پر حلاوت قند گير از بزرگان طریقت پند گير عشق مولا قوت دل می دهد پند بر مجنون و عاقل می دهد این حكايت باشد از اهل نفاق بشنو از من چون فتاده اتفاق از دورويان زمان مصطفی از صحابه ظاهرا اهل نیرنگ و ريا صبحگاهان سوي مسجد او روان مضطرب آسيمه سر ناله كنان كي رسول الله بر دادم برس ديده ام صد غم به فريادم برس از گذرگاهي كه ميكردم گذر شد سگی ناگاه بر من حمله ور سگ چه سگ گويي كه گرگ اندر شب است صاحبي دارد يهودي مذهب است سگ چه سگ حارّ است دندانم زده زخم ها بر جسم و بر جانم زده يا رسول الله اين منم با جامه هاي پاره اي يا رسول الله بنما چاره اي چون شنيد اين شکوه را پيك خدا ذره اي هرگز نكردي اعتنا باز فردا واقعه تکرار شد شدت آن حادثه بسیار شد از صحابه يك نفر با ترس و بیم با لباس پاره و حالي وخیم رو به سوي احمد مختار كرد از وجود حادثه اخطار كرد كي رسول الله وي خيرالبشر نيست در اين شهر امنیت دگر در فلان نقطه سگي بیمار بود بدتر از درندگان حار بود او زده بر دست و پايم زخم ها چاره اي اندیشه كن يا مصطفي تا رسول الله بشنيد اين سخن گفت باز آييد اي اصحاب من كوچه ها طی شد در آن گفت و شنود شد سراغ خانه مرد یهود كوبه را کوبید تا در باز شد رمزه هاي عاشقي آغاز شد همه دنبال يار میرن اما يار اومد خونه ي يهودي آن يهودي مرد آمد باوقار تا بگيرد پیش پیغمبر قرار كوه بود اما جمال يار ديد آن دل غافل دل و دلدار ديد گفت با احمد مشرح مرحبا سرفرازم كرده اي يا مرتضی ديدن روي تو درك لذت است همكلامي با تو فوق عزت است من سرا پا گوش هستم اي نكو هر چه میخواهد دل تنگت بگو گفت با احمد یهودی اين سخن رو سگ خود را بیاور پیش من گرچه گفتار تو گفتاری نکوست ليك نزد تو سگي درنده خوست ما از اين درنده خويش ناخوشيم سگ اگر شد حار او را مي كشيم ان يهودي رفت بعد از مدتي ناگران برگشت همراه سگي تا كه چشم سگ به پيغمبر فتاد او به اذن حق سخن را برگشاد كي رسول ا...اي خيرالعمل السلام اي ختم مرسل السلام گفت احمد كي سگي اين رهگذر كرده اي چندی تو ایجاد خطر صلب اسايش نمودی در محل اي سگ برتر ز روباه دغل از هجومت عده ای در وحشتند ساکنان كوچه بي امنيتند حکم ما این است نابودت كنيم اتش افروزيم تا دودت كنيم سگ چو بشنيد از پیمبر این سخن اشك ريزان گفت اي مولاي من ان دو شخصي كه زه من ازرده اند نام حيدر را به زشتي برده اند اي اميد عالم جن و بشر چيست جرم من بر اين كوي و گذر سد راهي كرده ام تنبیه كن گر گناهي كرده ام تنبیه كن دومي هم بر صيرت چو اولي است كارشان دشنام دادن بر عليست ظاهرا عرض ارادت ميكنند باطنا هر دو خيانت ميكنند مخفيانه چون كه خلوت ميكنند بر پسر عمت اهانت ميكنند هر دو نامردند دشمن با علي من سگم اما شعارم يا عليست صاحبم گرچه يهودي مذهب است در ادب بین يهودي ها تك است با چنین اوصاف كلب اين درم پاسدار آستان حيدرم آقا يه سگ يهودي دلتو به دست آورد اما من هنوز نتونستم چون پيمبر اين سخن از سگ شنيد اشك شد از ديدگان و مي چكيد گفت پيغمبر به آن مرد يهود اين سگ از من عقده دل را گشود ماجراي سگ كه بحث روز بود در نتيجه معرفت آموز بود گفت با مرد يهودي مصطفي قدر اين سگ را بدان دارد وفا عشق يعني در تولي سوختن معرفت و حق شناسي را ز سگ آموختن تا يهودي واقف از اسرار شد ديده ي حق بين او بيدار شد گفت حق را با علي بشناختم عشق را من با علي بشناختم بر وصي تو يقين دارم يقين يا رسول ا... جان به قربان امير المومنين من شهادت ميدهم پيغمبري بر رسولان دو عالم سروري كاش آن سگ زنده در ايام بود گاه در كوفه گه در شام بود كوفيان ظلم فراوان كرده اند چون علي را خانه ويران كرده اند چون خباثت بود اندر ذاتشان حق كشي ، مهمان كشي آدابشان سنگ كي ميكرد عزيز من شهيد اين چنين سگ كوفيان را ميدريد + نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 19:50 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |
در خاطرم شد زنده یاد فاطمیون یاد شلمچه یاد فکه یاد مجنون یاد شهیدانی که حق را برگزیدند با رمز یا زهرا حماسه آفریدند من آرزو کردم که در سنگر بمیرم جام شهادت از کف رهبر بگیرم رفتندو یاران چابک سواران همراه آنان پیر جماران + نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 19:49 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |
اکنون نیز اگرچه امام در میان ما نیست و هجدهمین سال فراق آن کبوتر آسمان حقیقت را نظاره می کنیم ولی رهبر روشن دل و بصیر و بینایمان حضرت آیت ا... خامنه ای ( مدظله) در جایگاه هدایت کشتی انقلاب بسوی سعادت و خوشبختی، با تاسی به معصومین علیهم السلام و عمل به فرامین قرآن مبین و عترت پاک، با دقت و تیز بینی امام و صفا و خلوص و صمیمیت، به پیشبرد اهداف انقلاب و امام کمر همت بسته است و بر ماست که در هر شرایطی کلام و بیان امام گونه اش را به جان دل خریدار و پذیرا باشیم. عزیز ما، ای وصی امام عشق، آنان که معنای " ولایت " را نمیدانند در کار ما سخت درمانده اند، اما شما خوب می دانید که سرچشمه این تسلیم و اطاعت و محبت در کجاست، خودتان خوب میدانید که چقدر شما را دوست میداریم و چقدر دلمان می خواهد یک روز به دیدار شما بیاییم و شما همچون پدری مهربان نگاه پر محبت خویش را بر ما بیندازی... ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما باز یافتیم. لبخند شما هم آشنای شفقت صبح است و شکاننده ی شب انزوای ما. سر ما و قدمتان، که وصی امام عشق هستید و نایب امام زمان ( عج). 14 خرداد آغاز ولایت مقام معظم رهبری حضرت آیت ا... خامنه ای ( مدظله) گرامی باد + نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 19:48 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |
*خدا شناسی و عبودیت: همیشه توجه داشته باشید که کارهایتان در محضر خداست، همه کارها! چشم هایی که بهم میخورد، زبانهایی که گفتگو میکند، دستهایی که عمل میکند. و فردا همه ما در محضر خدا هستیم و همه ما خواهیم مرد. برای خدا کار کنید و برای خدا پیش بروید. * اسلام و عمل ما: امروز اسلام بسته به اعمال شماست. از ما نمی پذیرند که ما اسلامی هستیم، مگر خودمان به اسلام عمل بکنیم. کوشش کنید که مصالح اسلام و کشور اسلامی را فدای منافع شخصی یا گروهی نکنید. * اخلاق پسندیده : با اخلاق مردم را خاضع کنید، و خضوع قلبی میزان است. و اگر بتوانید قلب مردم را همراه خود کنید، این چیزی است که پیش خداوند دوام و ثبات دارد. * ادای تکلیف: نباید نگران باشیم که مبادا شکست بخوریم باید نگران باشیم که مبادا به تکلیف عمل نکنیم. همه ما مامور به ادای تکلیف و وظیفه ایم نه مامور به نتیجه. * خود بینی و خود خواهی: هیچ شکی در این نکنید که هر که گفت " من " این " من " شیطان است. هیچ فردی نمی تواند ادعا کند که من نقص ، هیچ ندارم. اگر کسی ادعا کرد این را، بزرگترین نقصش همین ادعا ست. * یاس و نا امیدی: هیچ گاه از کارها مایوس نشوید، چون همه چیز یک دفعه درست نمی شود و کارهای بزرگ باید به تدریج صورت گیرد. * مفاسد و انحرافات اجتماعی: این وظیفه شرعی نیست که کسی نسبت به مسلمانی اهانت کند، از برادر دینی بدگویی نماید این حب دنیا و حب نفس است، این تلقینات شیطان است که انسان را به این روز سیاه می نشاند. اذیت مسلم و آزار مومنین از بزرگترین گناهان کبیره است. * دنیا دوستی و قدرت طلبی: ای عزیز! تو اگر عار نداری از طلب دنیا، لااقل از مخلوق ضعیف، که مثل خود توست، طلب مکن. اموری که مربوط به این عالم است گذراست، زودگذر هم هست. ای عزیز تا دیر نشده بکوش و پیامهای امام را جدی بگیر که فردا دیر است. + نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 19:47 توسط مجنون الحسین علیرضا و تشنه ی بادیه |
|